bamdad on مرداد ۱۲ام, ۱۳۹۵

 بر خلاف دی. زی. فیلیپس که دوگانۀ واقع گرایی و ناواقع گرایی دینی را کاذب می داند، هیک به اختلاف نظری اصیل ،  مهم و تعیین کننده در این زمینه باور دارد و معتقدست در تحلیل نهایی هر متفکری باید یکی از این دو گزینه را انتخاب کند و شقّ سومی متصور نیست. از منظر هیک، اولین مسئله ای که واقع گرایان و ناواقع گرایان می توانند در بارۀ آن اشتراک نظر داشته باشند، عبارتست از  تأکید بر آثار و نتایج مثبتِ مترتب بر ایمان ورزی در حیات انسان از جهات اخلاقی و معنوی . قطع نظراز اعتقاد به وجود عینی و مستقل از ذهنِ مفاهیم و آموزه های دینی، نفس تأکید ادیان بر این ارزش ها ارزنده و در خور ستایش است. هرچند فرد واقع گرا، این امور را ناشی از آگاهی و تفطن هشیارانه و یا نا هشیارانه نسبت به ساحت قدسیِ هستی می داند و آن را پاسخی انسانی به آن واقعیت متعالی می انگارد، اما ناواقع گرا آنرا تنها دستاورد طبیعت انسانی ما می شمرد؛ و نه بیشتر.

ادامه مطلب»

0